اخبار
17 مرداد 1394
17 مرداد سالروز شهادت شهيد محمود صارمي و روز خبرنگار گرامي باد

۱۷ مرداد ۱۳۷۷، محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی مستقر در مزار شریف افغانستان، به همراه ۸ نفر از کارکنان سرکنسولگری ایران در این شهر توسط عوامل گروه طالبان به شهادت رسیدند. تا مدتها از سرنوشت این ۹ نفر گزارشی منتشر نشد، تا این که اجساد آنان در یک گور جمعی در خرابه‌های پشت کنسولگری به دست آمد. پیکر آنان ۲۲ شهریور ۱۳۷۷ به تهران منتقل شد و به خاک سپرده شد. شورای فرهنگ عمومی کشور در اولین سالگرد این رخداد، هفده مرداد را به پاس قدردانی از این مقام «روز خبرنگار» نامید.

خلاصه زندگینامه
محمود صارمی در سال 1347 در یکی از روستاهای شهرستان بروجرد از توابع استان لرستان متولد شد. از آن جایی که خانواده به کار کشاورزی مشغول بودند و پدر خانواده گاه و بیگاه برای یافتن کار راهی کشور کویت می شد پس لازم بود کودکان از همان سال های نخستین زندگی دوشادوش خانواده مشغول به کار شوند، و محمود هم از این قاعده مستثنی نبود. دوره ابتدایی را در همان روستا به پایان رساند و برا ی ادامه تحصیل روانه شهر- ستان بروجرد شد و در منزل خواهرش سکونت نمود.
پس از شر کت در کنکور سراسری و پذیرفته شدن در رشته جغرافیا به تهران مهاجرت کرد. خانواده محمود هم به شهر مهاجرت کردند و بعد از گذراندن چند ترم از طریق بسیج دانشجویی دانشگاه تهران راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید و مدت 17 ماه را در آن جا گذراند. مجدداً به دانشگاه بازگشت و به ادامه تحصیل پرداخت. محمود در سال 1370 مشغول به همکاری با خبرگزاری جمهوری اسلامی گردید. در سال 1371 در حالی که به تحصیلات خود در مقطع کارشناسی ارشد ادامه می داد، ازدواج نمود. در تاریخ 1375به عنوان مسؤول دفتر خبر گزاری جمهوری اسلامی در مزار شریف افعانستان انتخاب شد و دو سال بعد در تاریخ 17/5/1377 به دست گروه طالبان در نهایت مظلومیت به شهادت رسید.

آخرین حضور
 
او درطی بیش از دوسال حضورش در افغانستان بارها فریاد مظلومیت مردم ستمدیده و رنج کشیده آن دیار مصیبت زده را به گوش جهانیان رساند. شهید صارمی خبر حمله طالبان و سقوط مزارشریف را با خون خود به سراسر جهان مخابره کرد و در نهایت پرواز روحش، خود به تنهایی خبر شد. صارمی در سال 1375 طی حکمی از سوی سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی به مسوولیت دفتر مزار شریف افغانستان منصوب شد و در 17 مرداد 1377 به همراه هشت نفر از اعضای کنسولگری ایران در مزارشریف افغانستان، توسط نیروهای افراطی و متحجر گروهک طالبان به درجه رفیع شهادت نایل آمد. آری صارمی مظلومانه در دیار غربت در راه اطلاع رسانی شهید شد تا این عرصه، ایثار و شجاعت را دوباره تجربه کند و آرمانش راهی باشد تا هماره خبرنگاران بدانند که وظیفه سنگینی بر دوش می کشند و بر آن حرمت نهند.

آرزوی خبرنگار آسمانی یک هفته قبل از عروجش
 همسر شهید «محمود صارمی» گفت: یک هفته قبل از شهادت محمود، سرودی از تلویزیون پخش شد که درباره فراق از شهادت و پایان جهاد بود؛ یک لحظه اشک در چشم های محمود حلقه زد و گفت «قطعاً جنگ خوب نیست اما حیف که با تمام شدن جنگ، درهای شهادت هم بسته شد».
 
روزبهانی می گوید: زندگی مشترک ما با مراسمی خیلی ساده در بروجرد و تهران آغاز شد؛ در آن زمان خیلی به مشکلات کار خبرنگاری پی نبرده بودم و به ذهنم نمی رسید که همسرم چنین شغل خطیری دارد؛ شغلی که گاهی در فضای آرام منزل خلل ایجاد می کرد.
 
شهید صارمی در سال 1372 صاحب فرزندی شد که او را «سینا» نامید؛ روزبهانی اظهار می دارد: پس از تولد سینا، محمود شب ها بیدار می ماند و نوزاد را تا زمانی که بخوابد در آغوش می گرفت؛ او بهترین پدر دنیا برای سینا بود؛ همیشه می گفت «باید با بچه به آرامی رفتار کرد و رفتار تند در خلقیات او تأثیرات منفی می گذارد؛ سعی کن از لذت های خودت به خاطر سینا عبور کنی».

 
وی ادامه می دهد: شهید صارمی هیچ وقت اضطراب کار خبری را به ما منتقل نمی کرد و همیشه سعی داشت فضای خانه خیلی آرام باشد؛ در طول دو سال که وی در افغانستان بود، در تماس های تلفنی طوری صحبت می کرد که تصورم از افغانستان فضایی آرام بود.
 
شهید صارمی در 26 دی ماه سال 1375 به عنوان مسئول دفتر خبرگزاری ایرنا در افغانستان، راهی مزار شریف شد و تا دو سال در آنجا ماند. وی مردم مظلوم افغانستان را همچون خانواده خود دوست داشت. او با آنها بر سر یک سفره می نشست و از درد و مشکلات آنها رنج می برد. محمود به قدری با آن مردم مأنوس شده بود که درد آن ها را درد خود می دانست و در سرمای زمستان، لباس های گرم خود را به آنها می بخشید.

همسر این شهید بیان می دارد: خانواده شهید و بنده موافق اعزام وی به افغانستان نبودیم؛ اما او می گفت «در برابر شغلی که به من محول شده است، مسئولم و علاوه بر این برای کسب تجربه باید در این مأموریت حضور پیدا کنم».
 
وی می افزاید: فکر این را هم نمی کردم که محمود روزی به شهادت برسد چرا که همیشه آینده خود و محمود را تا دوران سالخوردگی می دیدم؛ در آخرین روزهایی که محمود برای دیدن ما به تهران آمده بود، یکی از مداحی های آقای آهنگران از تلویزیون پخش شده که به موضوع بسته شدن در شهادت اشاره داشت؛ با شنیدن این مطلب اشک در چشم های محمود حلقه زد و گفت «قطعاً جنگ خوب نیست اما حیف که با تمام شدن جنگ، درهای شهادت هم بسته شد» شهید صارمی همان لحظه خالصانه شهادت را از خدا خواست و در کمتر از یک هفته در نهایت مظلومیت به دست طالبان در مزار شریف افغانستان به آرزویش رسید.

روزبهانی می گوید: یک ساعت قبل از ورود طالبان به کنسولگری ایران در مزار شریف با محمود تلفنی صحبت کردم و هیچ ناراحتی یا اضطرابی در صدای او وجود نداشت؛ او همیشه تأکید زیادی به احترام به پدر و مادر داشت و در آخرین بار نیز گفت «ما فقط یک فرزند داریم با تمام وجود او را تربیت کن».

وی می افزاید: 19 روز پس از شهادت محمود خبر شهادت را مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی به ما داد و من تا 3 سال بعد از شهادت محمود نتوانستم با موضوع فراق از او و شهادتش کنار بیایم. سینا هم که در آن دوران حدوداً 4 سال و نیم داشت و سعی کردم به او نیز بفهمانم که دیگر پدرش را نمی بیند.

همسر شهید صارمی بیان داشت: محمود به یقین رسیده بود که خبرنگار موظف است پیام مظلومیت گروهی را به گوش جهان برساند و بنابراین با مسئولیتی که بر عهده داشت، تا پای جان ایستاد و خداوند مزد جهاد او را شهادت قرار داد.

آخرين پيام
آخرین پیام خبرنگار محمود صارمی: «مزار شریف سقوط کرد. هفدهم مرداد ماه ۱۳۷۷، اینجا محل کنسولگری ایران درمزار شریف است، من محمود صارمی خبرنگارخبرگزاری جمهوری اسلامی ایران هستم، گروه طالبان چند ساعت پیش وارد مزار شریف شدند. خبر فوری، فوری .مزار شریف به دست طالبان سقوط کرد، عده‌ای از افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده می‌شوند به من بگویید که چه وظیفه‌ای ...»

  • بازدیدکنندگان: 1456
  • (رتبه بندی جاری 2.0/5 ستاره ها) مجموع آرا: 1
  • 1 0

نظری وجود ندارد.

پاسخ